۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

این جوجه مینای کوچولو عضو جدید خانواده ماست.13 روزش هست و اسمش رو گذاشتیم "مانی".
عاشق توت است و تا از کنارش رد میشویم دهانش را طوری باز میکند که می توانید تا ته حلقش را ببینید.

 

۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

   بعد از چندین بار سفر به شهر مسجد سلیمان ، این روزها من و حسن سخت درگیر ادیت عکس هایمان جهت برگزاری نمایشگاه می باشیم. نمایشگاهی با عنوان مسجد سلیمان ،100 سال بعد از اکتشاف نفت ، که قرار است انشالله اوایل خرداد ماه در خانه عکاسان ایران برگزار شود.

   در امر ادیت و مشاوره درامور نمایشگاه استادانی چون آقایان فرهاد سلیمانی،جاسم غضبان پور و حسن غفاری بسیار به ما کمک کردند و با بیان تجربیاتشان راهنمای بسیار خوبی برایمان بودند.

 

 

حسن غفاری در حال دیدن و ادیت عکس هایمان .

۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

 افتتاحیه دوسالانه بين‌المللي عكس جهان اسلام در موسسه فرهنگی و هنری صبا.

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

این روزها هر چی فکر می کنم چیزی به ذهنم نمی رسد که در وبلاگم بنویسم .

نمی دانم ، گاهی یک چیزهایی را در ذهنم می نویسم  بعد ادیتش می کنم ، اما تا بخواهم اینجا بنویسم پشیمان می شوم. شاید همش منتظر یک اتفاق بزرگم.

 

پی نوشت: دیروز با بیمارستانی که کوثر  در آن بستری است تماس گرفتم اما متاسفانه گفتند که او همچنان در حالت کما به سر می برد.برای شفایش همگی دعا کنیم.

۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

شاد و خرم                  

 

 نرم و نازك                          

 

 چست و چابك                       

 

 با دو پاي كودكانه

 

مي دويدم همچو  اهو                

 

مي پريدم از سر جو                  

 

  دور مي گشتم ز خانه.