۲۰ مهر ۱۳۸۸
دو پرستو در آشیانه...

 

 m__1_.jpg

 

وقتی به دنیا آمد دو دست نداشت و این تنها دلیلی بود که پدر و مادرش او را رها کردند و به دست پرورشگاه سپردند.تا 5 سالگی نامی نداشت و او که فقط معلول جسمی بود در پرورشگاهی در کرمانشاه ، بین کودکان عقب مانده ذهنی پرورش یافت. تا اینکه جوانی 19 ساله بود که به آسایشگاه کهریزک تهران منتقل شد.

 

m__2_.jpg

 

فاطمه نیز وقتی نوزاد بود دچار ضایعه نخاعی شد و در اثر عمل جراحی ، برای همیشه فلج ماند . تا سن 18 سالگی با پدر و مادرش زندگی میکرد اما بعد از آن احساس کرد اگر به کهریزک بیاید خانواده اش راحت تر زندگی می کنند.

 

 

بعد از چند سال زندگی در آسایشگاه ، احمد و فاطمه تصمیم به ازدواج گرفتند اما با مخالفت های آسایشگاه روبرو شدند . این بود که با ترفندی جالب و با اصرار زیاد ، بالاخره با هم ازدواج کرده و در یکی از خانه های زوج های معلول در آسایشگاه ساکن شدند.

 

 


احمد و فاطمه با وجود معلولیت جسمی شان تمام کارهای شخصی شان را خودشان انجام میدهند.

 

m__6_.jpg

 

احمد و فاطمه در منزل.

 

 

احمد در حال مسواک زدن با کمک پایش.

 


m__9_.jpg

 

قبل از بیرون آمدن از خانه ، احمد از فاطمه می خواهد به او ادکلن بزند.

 

m__10_.jpg

 

احمد و فاطمه هر روز مسیر خانه تا کارگاه موسیقی را با هم طی می کنند.

 

m__11_.jpg

 

احمد و دوستش مرتضی در حال نواختن موسیقی.

 

m__13_.jpg

 

تقسیم کار در منزل احمد و فاطمه.

 

m__14_.jpg

 

و بالاخره صرف ناهار و املت خوشمزه ای که فاطمه خانم پخته بود ...

 

m__17_.jpg

 

و این بود از یک روز از زندگی عاشقانه احمد و فاطمه ...

و اینجا در این عکس هم احمد داشت ترانه دل دیوانه را برای فاطمه می خواند و او نیز گاهی زمزمه میکرد.

پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه

 

مهدی [ ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ ]

سلام . عموی من هم معلول است او هم در کهریزک زندگی میکند.بعضی اوقات فکر میکردم که معلول چگونه کارها ی روزمره خودرا انجام می دهند ولی بادیدن این عکس ها ومطالب جواب همه ی سوال هایم را پیدا کردم از شما نهایت تشکر را دارم.


عبدالرسول [ ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ ]

الحمدلله علی کل حال ...خدایااااااااااااااا در همه حال شکر تو را شکر رررررررررررررر


MOHAMMAD NASERI [ ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ]

بهترین آرزوهارو براشون دارم


bahman [ ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ]

tasavir ro ke didam gerye karadm ahmad va fati cheghadr shoma zibaeen


maryam [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

arezoo daram ke manam hamchin eshghe amighi ro tajrobe konam!! omidvaram khoshbakht bashan!! khodaya shokret.


مهرو [ ۰۸ آذر ۱۳۸۸ ]

چه زیبا زندگی می تونه یه جا خلاصه شه!!!!


صنم [ ۰۳ آذر ۱۳۸۸ ]

خدا


سعید [ ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام عکسات همیشه فوقالعاده هستن ولی خیلی دیر به دیر اپ لود میکنی عکس بازم بزار


حمیده [ ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ]

آفرین عکس های خیلی قشنگی بود


Montra [ ۲۰ آبان ۱۳۸۸ ]

barashun behtarinha ro arezu mikonam, harchand motmaenam in zoje ghavi va khoshbakht be arezuye amsale man niyazi nadaran... entekhabe suzhatun alli bud khanume mo`tamedi. piruz bashid.


Elias [ ۱۶ آبان ۱۳۸۸ ]

Fagha bad az didanesh neshestam suat ha gerye kardamo yade kasif bodane khodam mioftadamo be khodam migoftam cheghadr nashokram!!!!lanat bar man ke bad az in tasavir hamechizo faghat ta yekrob yadam mimonevo bad az on be kesafat kari ham mipardazam!! fagha khastam begam mamnonam ke in 15 daghigharo be man bakhshidin!!! mamnoonam


رامک [ ۱۶ آبان ۱۳۸۸ ]

کاش این ایمان سرمشقمان باشد...


رضا [ ۰۷ آبان ۱۳۸۸ ]

میخواستم از هنرهایی که این دو عزیز دارند بدونم مثل موسیقی خطاطی لطفا جواب بدین ...


alee [ ۰۷ آبان ۱۳۸۸ ]

mahshar bood..vaghean mishe hekmate khodaro did,...2 jof...2 mokamel..vaghean eshgho mishe did..maniye vagheiye ezdevaj..joft shodan ..eshgh beyne in 2 zoj moshakhase..omidvaram harrroz az rooze ghabl khoshbakht tar bashan


محمد دلکش [ ۰۵ آبان ۱۳۸۸ ]

با عرض سلام و تبریک همکار محترم سرکار خانم معتمدی بدینوسیله انتخاب شایسته جنابعالی را به عنوان عکاس برتر شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات تبریک عرض می نمایم و بهترین ها را در طول فعالیت هنریتان از خداوند منان برایتان خواستارم. سبز باشید


محمد دلکش [ ۰۵ آبان ۱۳۸۸ ]

به نام خدایی که همیشه ما را میبیند با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما مجموعه تصویر بسیار زیبا و تکان دهنده ای بود به نظر من اگر نام این مجموعه بمب روحیه بود خیلی جالب می شد چون واقعا این افراد مانند بمبی که منفجر می شود و دیگران را نابود می کند عمل می کنند زیرا بررسی زندگی این افراد باعث می شود انسان قدر نعمتهای داشته اش را بداند و زندگی را شیرین تر حجم نماید. پایدار باشید.


nazanin samie [ ۰۳ آبان ۱۳۸۸ ]

enshala zendegishun roozberooz sabztar beshe .


MORVARID [ ۰۳ آبان ۱۳۸۸ ]

HAR KE DAR IN BAR MOGHARABTAR AST JAME BALA BISHTARASH MIDAHAND


روح الله [ ۰۳ آبان ۱۳۸۸ ]

دستتون دردنکنه.خیلی عالیه.برای هردوی آنها آرزوی سلامتی وخوشبختی می کنم.از شما هم بسیار متشکرم.


ریحان [ ۰۲ آبان ۱۳۸۸ ]

دچار باید بود...!! دچار یعنی عاشق!!


مریم [ ۰۲ آبان ۱۳۸۸ ]

خدایا با زندگی خود چه می کنم؟ با این همه نعمت و سلامتی تن و روح همیشه از نداشته هایم نالانم و به دنبال پوچی می گردم. به خود آ«دم. چه آرامشی دارند هر دو. هر جا هستند موفق باشند و سلامت. خدایا شکرت از این همه توانایی که به ما بخشیدی و قدرت را نمی دانیم.


پیمان [ ۰۲ آبان ۱۳۸۸ ]

خدایا شکرت..................


مریم [ ۰۲ آبان ۱۳۸۸ ]

امیدوارم همیشه خدا خوب و خوشبخت باشین. دوستون دارم.


mehran [ ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ]

خدایا!!!!!!!!!


امیرمهدی [ ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ]

باسلام ودرود وب زیبایی داری خدا را شاکرم که این دو زوج خوشبخت با این وضعیت به زندگی ادامه میدهند احسنت آپ زیبایی بود من هم یه ضایعه نخاعی هستم خوشحال میشم اگه به وبم سر بزنی مرسی


حمید [ ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ]

واقعاً زیبا بود و درس بزرگی بود برای همه که در برابر نعمتهای خدا ناشکری میکنند امیدوارم سالیان سال با عشق و امید در کنار هم زندگی کنند...


گلاره [ ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ]

چقدر آر امش گمشده در زندگی من در زندگی آنها پررنگ بود.


وحیده [ ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ]

این نشون میده قدرتی که انسان به خدا داده تا چه اندازه است و مفهوم زندگی چقدر زیباست ای کاش ما به قول خودمون ادمای سالم بتونیم برای ادمای اینطوری و به قول خودمون معلول شگفت انگیز تر باشیم.


امین [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

تبارک الله احسن الخالقین


حامد [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

خداااااااااااااااااااایاااااااااااااااااااا......شکرت.


parisa [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

omidvaram ba didane in axha kami be khodam biaiam va az lahazate omram estefade behine konam,omidvaram khoda ham hemmatash ra be man bedahad...


ویدا [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

زبانم الکن است .وای به حال ما که با داشتن نعمت سلامتی دائم در چالشیم و لذتی از زنده بودن نمی بریم.


پگاه [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

چه آرامشی تو چهره هر دوشون هست که تو چهره متاهلایی که هم دست دارن هم پا هم خونه و زندگی کمتر میشه دید خوشبخت باشن


محمد [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

آری آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست گر بیفروزیش رقص هرشعله اش در هرکران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست


Massoud [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

How wonderful! God Bless you and your true love.


حمیدرضا [ ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ]

فقط باید بگم آفرین بر همت این زوج واقعا خوشبخت.


diako [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

من بار دوم بود که گریه می کردم


دریا [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام از خدا میخوام که عمرشون طولانی باشه و خوشبخت باشن. سبز باشی.


بیتا [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

الهی که عمرشون طولانی باشه و همیشه همینطور عاشق و خوشبخت باشن از شما هم ممنونم بخاطر تقسیم این لحظه ها با ما


نادر [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

بسیاربسیار زیبا و آموزنده برای انسان هایی که سالم هستنند کاری از دستشان بر نمی آید خدا حفظ شان کند به وبلاگم سری بزن خوشحال می شم


مجیب مقدس [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

درخرابات مغان نورخدامی بینم . این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم


مینا [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام فقط یه چیز .... عالی بود بعد از مدتها دیدن یه زندگی عاشقانه


شکوه [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

هزاران افرین بر عشق که هر نا ممکنی را میکند اسان


عابر [ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ]

خوشا بحال ما که فرصت اشنایی با این مظاهر خدایی یافتیم . انها شفیع ما گناهکاران خواهند بود.


امین [ ۲۷ مهر ۱۳۸۸ ]

بوسه به سرشت پاک شون


صداقت [ ۲۷ مهر ۱۳۸۸ ]

همنفس تا شقایق هست زندگی باید کرد ....! گوهریست در درون منو تو ...جویای آن گوهرباش ....منو تو بلاخره بایستی این لباس رو ازجان بدرآریم ...چه استین کوتاه و.....چه آستین بلند ...وچه بی آستین ....!! گوهر معرفت اندوز که با خود ببری ... عشق باشد و برکت .!


آرش [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

شعله در سینه و آب از چشم!!


لیلا [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام به منصوره خانم واقعا دل این دو عاشق رو خوب با هنر عکاسیت بهمگان نشان دادید منم یه عاشقم اما از عشقم مدتی دور افتادم دلم خیلی گرفته همه چیز بخوبی پیش میرفت اما یهو ......کاش میدونستیم چرا ....برای من و عشقم دعا کنید....کاش یکی هم از دل ما عکس میگرفت.....


آرش [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

شعله از سینه برون میزند و آب از چشم!!


نرگس [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

قشنگ و غم انگیر


reyhaneh sasani [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

kash ma ham mitunestim in ghadr ba eshgh va faghat be khtere vojude yekdigar zendegi konim na chize digar.


تی تی [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

قبلترها که کهریزک میرفتم همیشه ب ااحمد همکلام میشدیم و انرژی و امید فوق العاده با حرفاش بهمون میداد امیدوارم همیشه خوشبخت بمونه


رضا [ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ]

گریستم نه برای آنها که بر خود گریستم


علی طالبی [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

بسیار زیبا و پند آموز بود. باز هم تلنگری به ما بود تا کمی قدر عافیت بدانیم شاکر باشیم و مفیدتر زندگی کنیم. ممنون


جمشید [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

...زندگی یعنی عشق و تنها عشق


افسانه [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

عکس آخر خیلی خوبه!


parham [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

salam ax haye jalebi bood.faghat mitoonam begam ke hasoodim shod be samimiyat va eradei ke in 2 ta aziz daran. enshallah ke hamisheh movaffagh va salamat bashan.


هاتف [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

از صمیم قلب آرزوی خوشبختی شان را دارم.


SAfiLO [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

همیشه پـــــــــــــــایدار باشن :-)


امینی [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

واقعا مورد حسادت قرار گرفتم


faranak [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

ba tamame vojodam barashon arezoye khoshbakhti mikonam nemi2nam chi begam khodaro shokrrrrrrrrrr


امیر [ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام با عکس جدیدی از ساتیار به روزم picnews.blogfa.com


reza [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

چقدر کامنت .کامنت. کامنت


melika [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

خوش به حالشون که انقدر عاشقن


kameliya [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

ba voojoode inke jofteshon az malooliyate jesmishoon sakhti mikeshan ama eshghi ke beyneshone in sakhtiyo mipooshoono va baes mishe ke kheyliyaro be khodeshon biyare ke hanoz jaye shokre


Freida [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

Wow all i can say is: yesterday was history, tomarrow is futuure, today is a gift thats why we call it present. they fulfill the life at the max they could. lovely insprations.


مهرداد [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

خداوندا شکرت از این همه نعمت که به ما عطا کردی و ما بی لیاقتانی بیش نیستیم که قدر خود را نمیدانیم چه رسد به عظمت و پاکیه تو.وقتی این عکسو دیدم موهای بدنم سیخ شد و خیلی احساس گناه کردم.به این پی بردم که معلولان واقعی ما هستیم.


مزدا [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

«زیبا» آخرین صفتیه که برای توصیف این مناظر بکار میبرم. در اوج خودخواهی و به بهانه ادامه نسل، با به دنیا آوردن هر فرزند یک گلادیاتور را در میدان مبارزه با شیر درنده ای به نام زندگی رها میکنیم، و ظاهراً هرچه این گلادیاتور به سلاح تر و بی دفاع تر بوده و صحنه این کارزار و نزاع برای بقا هیجان انگیزتر و دلخراشتر باشه، از تماشای آن بیشتر لذت میبریم...


حسین [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

براشون آرزوی خوشبختی می کنم


محمد مهدی صراف زادگان [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

قدر سلامتی خودمان را نمی دونیم


پسر شبای روشن [ ۲۴ مهر ۱۳۸۸ ]

عکس های زیبایی بود و توانایی های جالب.مخصوصا موسیقی.


cameliaaa [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

baraye in 2 nafar ke manie eshgho dark mikonan behtarin arezuharo daram.afarinnnnnnn vaghean ke tahsin bar angizeeee.shayadam inha az1 kore dige mian too in donyae por az ria va dorugh va kalakkkk


نغمه [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

واقعا خوش به حالشون. ما که دست و پا و این همه نعمت داریم در حسرت یک همچین یار و همراهی هستیم . انشا.. که خوشبخت باشند.


Nasser [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد هم این تصاویر زیبا و هم این پیام های دلنشین هم دلمو به آتیش کشید هم چشمامو خیسوند خدا قوت


محسن [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

خیلی زیبا و حس برانگیز بود خوشابحالشون انشاالله که خوشبخت باشند همیشه


kiana [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

bi nahayat ziba


bidar [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

ashkam dar omad az in eshghe nayab


leila [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

خیلی‌ جالب و زیبا بود. من واقعا تحت تاثیر اراده این دو عزیز قرار گرفتم که از شرایط بد زندگی‌ برای خود بهترین‌ها رو فراهم کردند. یک نکته غم انگیز فقط داشت و اون که پدر مادر احمد اون رو تو پرورشگاه رها کردند فقط به خاطر اینکه دست نداشته. چرا فرهنگ ما اینه که معلول یعنی‌ بیچاره یعنی‌ کسی‌ که شانسی برا زندگی‌ نداره؟ این رو حتا در کامنت‌های این پست، اونجایی که افراد خدا رو شکر میکنند که سالم هستند می‌شه دید. مخصوصاً اون دوستی‌ که میگه " خدا چقدر منو دوست داشته که ...". دوست عزیز من فکرکنم خدا احمد و فاطمه رو از من و شما بیشتر دوست داشته که بهشون این فرصت رو داده که از شرایط بد (منظورم معلولیت نیست، منظورم طرد از خانواده و زندگی‌ در اسایشگاه هست) بهترین‌ها رو به وجود بیارند.


حسن فاتحی [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

باسلام وصداحترام فقط میشه گفت زندگی خدایی دارن والهی تاابدموفق باشند ومطلب دیگه اینکه خدایا شکرت که حکمتهای تو پایانی ندارد


علیرضا [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

چی بگم والا ؟! یعنی چیزی ندارم که بگم جز این که خدایا شکرت


elham shaker [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

mansureye azizam karaye to mesle hamishe fogholadast. be khatere salamti bayad hamishe shokrgozar bashim. az inke baes shodi kami bishtar be dashtehamun fekr konim mamnun


ملیکا [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

ای کاش همه ما انقدر عاشقانه زندگی کنیم ...


boojar [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

عشق که می آید ، او دست می شود برای دیگری و دیگری پا برای آن یکی ..... این همه ی خوشبختی زندگی است " عشق حقیقی "


پوریا قاسمی [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

براشوون آرزوی بهتر از اینها رو دارم


پدرام [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

هیچ کلمه ای نمیتونم بگم


مریم آرامیان [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

سید مجتبی خامنه ای: پس معلوم شد که در کهریزک اصلن بازداشتگاهی وجود نداشته است و فقط این مجموعه یِ آسایشگاه ها در کهریزک بوده است . خدا قوت و سپاس از سردار رادان! بابت این مجموعه آسایشگاه های کهریزک.


پیمان افضل [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

درود بر هر دوی شما فرشتگان آسمانی. از راه دور بر گونه‌های شما دو عزیز بوسه می‌زنم و همیشه آرزوی خوشبختی برایتان دارم.


nima [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

اشکم درامد


یاسمن [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

عشق حسی مثبت است که موضوع آن زیبایی وعلاقه‌ای لطیف است


اریا [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

عاشقی پیداشت از زاری دل نیست بیماری چو بیماری دل علت عاشق ز علتها جداست .....


علیرضا اسدی [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

آقا ما که خجالت کشیدیم . . . قربون خدا برم چه رویی از ما کم کرد .


فی فی [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

Fantastic! Their love is an inspiration for all of us. How GOD grant such a beautiful love and great power to Fatemeh & Ahmad? Love you


مرد خشمگین [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

خدایا شکرت (التماس دعا)


حمید رضا [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و جمله عیبی پاک شد شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علت های ما ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد ..... احمد و فاطمه برای من تجلی عینی این ابیات از مولانای عزیز بود همیشه در خاطرم یادشان را گرامی و عزیز خواهم داشت


bird [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

من صدای سنتور احمد رو شنیدم در یک گردهمایی ِِِمسئولان کهریزک در خانه هنرمندان . احمد خیلی زیبا نواخت وتعجب همه را برانگیخت ، ولی غمگین بود.دو سال و نیم از اون بعد از ضهر میگذره و گاها به او فکر میکردم و همینطور ستایشش تا اینکه در این سایت تصویر اونو با همسر نازش دیدم. خیلی خوشحالم که احمد تنها نیست،همینطور فاطمه . روی ماه هردوتونو میبوسم. شاد و لبهاتون پر خنده.


oursha [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

besyar ziba o delneshin bood ... ghabele taghdir o sakht sotoodani


mohsen [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

aghia ia khanome mohtaram shoma axha hata titr va tozih ro az site tabnak dozdidi hich manbae ham zekr nakardi doroste ke internet bi sahabe ama injor serghat kheili dige tabloe. in khalaieghe comment gozar ham fekr mikonand in axha va tozihat az ekteshafat va honrhaie shomast nemidonan honare shoma serghate asar bedone zekre mahale serghate.omidvaram la aghal janbeie enteshare in nazar ro dashte bashii in 2 nafar honare zendgi kardan darand va shoma honare taghalob kardan!................................................................................... منصوره معتمدی : آقا محسن عزیز فکر می کنم اگر کمی با دقت تر به سایت تابناک نگاه میکردید نام عکاس را در انتهای مجموعه عکس می دید و اینطور نگران سرقت کارهای هنری نمی شدید. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=68357


مارسلان [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

گفتند خوش در گوش جان گر عاشقی دیوانه شو گر وصل او خواهی زخود بیگانه شو بیگانه شو در عشق او گر صادقی باید بسوزی خویشتن در شعله عشق و ولا پروانه شو پروانه شو تقدیم به این پروانه های عاشق وسپاس به خاطر این گزارش .افرین بر شما صد هزار افرین


مهدی [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

اشکم در امد


وحید [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

واقعا" زیبابود و اینکه ماچقدر غافلیم ،غافیم ازاینکه عشق ومحبت به همین راحتی ودرنزدیکی ماست ولی ما اونو ازهمدیگه دریغ میکنیم،غافل ازچیزهائی که داریم ولی قدرش رو نمیدونیم پدرومادر،سلامتی،خانواده،صمیمیت ومحبت و...برای این دو پرستوی عاشق ،آرزوی موفقیت دارم.پاینده و پیروز باشید


افشین [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

ویران شدم... این عکس ها... این نوشته... ویرانم کرد.


رضا حبیبی [ ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام خانوم معتمدی با اجازتون با ذکر منبع و لینک به شما این پست رو در وبلاگم استفاده کردم


نیما [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

فوق العاده بود تحسین برانگیز خواستن و توانستن حتی در یک شرایط بد


زیتون [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

ایشالا همیشه در کنار همدیگه خوشبخت باشن. خیلی گزارش قشنگی بود. چقدر هم جوون و خوشگلن هر دو:**


darush [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

اینها شعارنمیدهند .اینها ژست نگرفته اند. اینهافیلم بازی نمیکنند. اینها دارندزندگی میکنند و زندگی یعنی عشق وعشق همین است و بس.


Farhad [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

The only thing one can say is it is total life and happiness which can be seen in their faces.


سید نادر آموزگار (علی) [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

خوشحالمم که این لینک را باز کرده، و با اشتیاق خواندم. به این زوج جوان و خوشبخت صمیمانه تبریک می گویم و آرزو می منم عشق قشنگسان روز به روز شکوفاتر شود و هرگز رنگ خزان نبیند. به منصورهء عزیز هم برای تنظیم کاملآ هنرمندانه و حرفه ای این گزارش روح نواز و دل انگیز از صمیم قلب تبریک می گویم و برایش آرزوی موفقیت و شادی روز افزون می کنم. یک روزنامه نگار سابق و مطبوعاتی قدیمی هنز شاغل!


حسین [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

خیلی دلم گرفت . باز دوباره همون بغض همیشگیته گلوم زنده شد . فقط می تونم بگم خدا جون خیلی ممنونتم از این که به من این همه نعمت دادی اما قدر هیچکومشون رو نمی دونم . بنظر من خداوند همیشه این افراد را مقابل چشم دیگران قرار می ده تا بهشون ثابت کنه که چقدر دوستشون داره.


ali [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

فقط میتونم بگم که واسه خودم متاسفم.


ایدین [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

من دانشجوی دکتری مکانیک در یکی از کشورهای خارجی هستم و این تصاویر و که دیدم اشک تو چشام جمع شد و از خودم بدم اومد که احساس تنهایی و دلتنگی و نا امیدی کردم افرین


ااحسان [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

واقعا برام جالب بود و تکان دهنده. سلامتی و طول عمر براشون از خداوند بزرگ می خوام.


کامبیز [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

نمادی از عشق در نماندن و حرکت ای دلدیوانه هر دویتان شاد و موفق باشید


مهیار نامدار [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

چه عشق قشنگی


هانیه و محمد [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

عکس قشنگی بود . جدید و دسته اول .


نسیم [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

می تونم بگم زیبا ترین کاری بود که تا حالا دیده ودم


Naser [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

واقعا نمی دونم چی بگم ! زیباست !


صید قزل آلا در مدرسه [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

عجیب بود... و زیبا دلم غنج رفت برای این عاشقانه ی آرام....


سیدمجتبی خاتمی [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

دست مریزاد. کار زیبا و اثرگذاری شده است. خدا قوت و سپاس بابت این مجموعه.


ابراهیم [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

این دو پرستو با همت بلندشان معلول نیستند زیرار ذهن سالم و امیدوار دارند و خیلی از به ظاهر سالمها از ایشان باید درس سلامتی بیاموزند با سپاس از این محبت شما که اطلاع رسانی کردید


abr [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

ziba bood


بیلی و من [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام، کار قشنگی است. در بلاگ نیوز لینک شد.


reza mohseni [ ۲۱ مهر ۱۳۸۸ ]

چه میشه گفت؟ :) ...


ساسان فهیمی [ ۲۱ مهر ۱۳۸۸ ]

مرسی از ارایه ی ای مجموعه


نازنین طباطبایی [ ۲۰ مهر ۱۳۸۸ ]

چه قدر عکس های زیبا و تکان دهنده ای بود! مرا به فکر فرو برد. هیچ گاه آن ها را از یاد نخواهم برد...ممنون برای مشارکت عکس‌هایتان....


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.