۲۴ تير ۱۳۸۷

سفر به مناطق شمالی کشور همیشه برایم سفری رویایی و به یاد ماندنی بوده است. هیچگاه از سفر به شمال اشباع نشده ام و همیشه موقع برگشت در جاده ، حسرت آنهایی را می خورم که تازه دارند می روند شمال. نمی دانم چندین شب و روز کنار دریا باشم و  یا در جنگل های آنجا بمانم تا دلم بخواهد برگردم.

اصلا مگر صدا وآرامش دریا سیری پذیر است؟ مگر جاده های زیبا و پر از مه اش می گذارد از آنجا دل بکنی؟

 

 

من آنجا به حسن گفتم نمی دانم بعضی از شمالی ها چطور دلشان آمده از شمال سبز به این زیبایی بیایند به تهران خاکستری و آنجا زندگی کنند.

در این سفر از حسن خواستم به جای رفتن به ویلا ، شبها کنار دریا در چادر بخوابیم. وای که چه لذتی داشت شبها صدای دریا و خوردن قطرات باران به چادر.

و روز ها نیز ناهار را در جنگل های 2000 ،3000و نمک آبرود ....

جایتان خالی میرزا قاسمی محلی و باقالی قاتوق و کباب ترش ، که ما از همه بیشتر از میرزا قاسمی خوشمان آمد.

تعدادی از عکس های سفر را می توانید اینجا ببینید.

 

 

 

۲۲ تير ۱۳۸۷

هر وقت برای مدتی وبلاگم را به روز نکنم ، دیگر سنگین می شود و سخت می شود چیزی  بنویسم. اما خوب سعی می کنم بیشتر به روز باشم.

حالا بعد از این مدت با عکس جدیدی از مانی آمدم. مانی الان 2 ماه و 12 روزش هست.هنوز نمی تواند صحبت کند اما با زبان خودش سعی می کند کلمات ما را تکرار کند.

 

 

خلاصه که خیلی با هوش و دوست داشتنی است و کلی ما را سرگرم کرده است.

۶ خرداد ۱۳۸۷

 

امروز در نمایشگاه مشغول شنیدن صحبت ها و نظرات آقایان سعید صادقی، فرهاد سلیمانی و مجید ناگهی بودیم که استاد راستانی به جمع ما پیوستند و پس از دیدن نمایشگاه و بیان نظراتشان ، عکس های مجموعه جدیدشان در شهرک دفاع مقدس را به جمع حاضر نشان دادند.

البته عکس بالا به دلیل نبود دوربین با موبایل گرفته شده است.

۴ خرداد ۱۳۸۷

 عکس: جواد مقیمی

 

و بالاخره امروز نمایشگاه ما افتتاح شد .

بقیه عکس ها را می توانید اینجا ببینید.

۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

این هم پوستر نمایشگاه ما. شنبه 4 خرداد، ساعت 5 ، در خانه عکاسان ایران منتظرتان هستیم.البته روزهای دیگر جهت  بازدید از این قرار هست:

 ۵ تا ۱۱ خرداد - ساعت ۹ تا ۱۹ پنج شنبه ها ۹ تا ۱۲

 

اما اینجا می خواهم از چند نفر تشکر کنم.

1- آقای علیرضا ذاکری که زحمت پوستر و بروشور را کشیدند.واقعا ممنون.

2-از استاد عزیز جناب آقای بهمن جلالی که در امر ادیت به ما کمک زیادی کردند.

3-شرکت نورنگار که یکی از اسپانسر های ما بودند در برگزاری نمایشگاه.

4- از حسن عزیزم هم کمال تشکر را دارم که بیشتر زحمات به دوش ایشان بود.