سفر به مناطق شمالی کشور همیشه برایم سفری رویایی و به یاد ماندنی بوده است. هیچگاه از سفر به شمال اشباع نشده ام و همیشه موقع برگشت در جاده ، حسرت آنهایی را می خورم که تازه دارند می روند شمال. نمی دانم چندین شب و روز کنار دریا باشم و یا در جنگل های آنجا بمانم تا دلم بخواهد برگردم.
اصلا مگر صدا وآرامش دریا سیری پذیر است؟ مگر جاده های زیبا و پر از مه اش می گذارد از آنجا دل بکنی؟

من آنجا به حسن گفتم نمی دانم بعضی از شمالی ها چطور دلشان آمده از شمال سبز به این زیبایی بیایند به تهران خاکستری و آنجا زندگی کنند.
در این سفر از حسن خواستم به جای رفتن به ویلا ، شبها کنار دریا در چادر بخوابیم. وای که چه لذتی داشت شبها صدای دریا و خوردن قطرات باران به چادر.
و روز ها نیز ناهار را در جنگل های 2000 ،3000و نمک آبرود ....
جایتان خالی میرزا قاسمی محلی و باقالی قاتوق و کباب ترش ، که ما از همه بیشتر از میرزا قاسمی خوشمان آمد.
تعدادی از عکس های سفر را می توانید اینجا ببینید.



