۲۸ مرداد ۱۳۸۷

صدای اس ام اس...

از طرف سعید فرجی:

باران آمد.

بالاخره دخمل سعید فرجی به دنیا آمد و بابا سعید و مامان سولمازشو از چشم انتظاری در آورد.

خیلی خیلی این قدم نورسیده رو بهشون تبریک می گویم و امیدوارم سالهای سال سالم و شاد باشند.

 

۲۰ مرداد ۱۳۸۷

برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد.

(دکتر شریعتی)

۱۸ مرداد ۱۳۸۷

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم.

 

گاهی اوقات آدم محو راز خلقت انسان می شود و دلش می خواهد دوباره از اول ، دلیل خلقت بشر را بداند.

این روزها خیلی تو خودم گیج می خورم . آدم ها نا خواسته به دنیا می آیند ، نا خواسته بزرگ می شوند ، نا خواسته دچار مشکلات زندگی و درد و مریضی و رنج و پیری می شوند و گاهی آرزو می کنند که ای کاش زود تر از این دنیا بروند.

 

این روز ها روانشناسان بسیار بر قانون جذب پافشاری می کنند و می گویند با استفاده از این قانون می توانید بر تمام مشکلات غلبه کنید و آنچه را که می خواهید در این دنیا به دست آورید. اما گاهی آدم آنقدر فکرش در گیر می شود که حتی نمی تواند به این قانون ها فکر کند چه برسد که بخواهد آنها را به کار بندد.

 

حاشیه(1): دلم برای کلاس درس هنر و معنویت دانشگاه تنگ شده.

حاشیه(2):وقتی کسی ویلاگش را دیر به دیر آپ می کند یا حرفی واسه گفتن نداره یا آنقدر حرف داره که تو وبلاگش جا نمی شه .

۲۴ تير ۱۳۸۷

سفر به مناطق شمالی کشور همیشه برایم سفری رویایی و به یاد ماندنی بوده است. هیچگاه از سفر به شمال اشباع نشده ام و همیشه موقع برگشت در جاده ، حسرت آنهایی را می خورم که تازه دارند می روند شمال. نمی دانم چندین شب و روز کنار دریا باشم و  یا در جنگل های آنجا بمانم تا دلم بخواهد برگردم.

اصلا مگر صدا وآرامش دریا سیری پذیر است؟ مگر جاده های زیبا و پر از مه اش می گذارد از آنجا دل بکنی؟

 

 

من آنجا به حسن گفتم نمی دانم بعضی از شمالی ها چطور دلشان آمده از شمال سبز به این زیبایی بیایند به تهران خاکستری و آنجا زندگی کنند.

در این سفر از حسن خواستم به جای رفتن به ویلا ، شبها کنار دریا در چادر بخوابیم. وای که چه لذتی داشت شبها صدای دریا و خوردن قطرات باران به چادر.

و روز ها نیز ناهار را در جنگل های 2000 ،3000و نمک آبرود ....

جایتان خالی میرزا قاسمی محلی و باقالی قاتوق و کباب ترش ، که ما از همه بیشتر از میرزا قاسمی خوشمان آمد.

تعدادی از عکس های سفر را می توانید اینجا ببینید.

 

 

 

۲۲ تير ۱۳۸۷

هر وقت برای مدتی وبلاگم را به روز نکنم ، دیگر سنگین می شود و سخت می شود چیزی  بنویسم. اما خوب سعی می کنم بیشتر به روز باشم.

حالا بعد از این مدت با عکس جدیدی از مانی آمدم. مانی الان 2 ماه و 12 روزش هست.هنوز نمی تواند صحبت کند اما با زبان خودش سعی می کند کلمات ما را تکرار کند.

 

 

خلاصه که خیلی با هوش و دوست داشتنی است و کلی ما را سرگرم کرده است.