۲۴ تير ۱۳۸۷

سفر به مناطق شمالی کشور همیشه برایم سفری رویایی و به یاد ماندنی بوده است. هیچگاه از سفر به شمال اشباع نشده ام و همیشه موقع برگشت در جاده ، حسرت آنهایی را می خورم که تازه دارند می روند شمال. نمی دانم چندین شب و روز کنار دریا باشم و  یا در جنگل های آنجا بمانم تا دلم بخواهد برگردم.

اصلا مگر صدا وآرامش دریا سیری پذیر است؟ مگر جاده های زیبا و پر از مه اش می گذارد از آنجا دل بکنی؟

 

 

من آنجا به حسن گفتم نمی دانم بعضی از شمالی ها چطور دلشان آمده از شمال سبز به این زیبایی بیایند به تهران خاکستری و آنجا زندگی کنند.

در این سفر از حسن خواستم به جای رفتن به ویلا ، شبها کنار دریا در چادر بخوابیم. وای که چه لذتی داشت شبها صدای دریا و خوردن قطرات باران به چادر.

و روز ها نیز ناهار را در جنگل های 2000 ،3000و نمک آبرود ....

جایتان خالی میرزا قاسمی محلی و باقالی قاتوق و کباب ترش ، که ما از همه بیشتر از میرزا قاسمی خوشمان آمد.

تعدادی از عکس های سفر را می توانید اینجا ببینید.

 

 

 

یاسمن میرزایی     صبای کولی هم کوچید...

.

.

سکوت میکنم اینبار...

نه که بی پاداش بماند یگانگی دستانت

با این آسمان غریب ،

نه !

نه اینکه حرفی نداشته باشم

نه !

که ملایمت نگاهت

اندیشه ام را کوچ بدهد به سکوتی ناگذیر

نه !

واژه هم اینجا اندازه اش را گم میکند...

جایی نبود این مَجاز ِستان

این مجازه بازار

که دل ِ غریبت را بیاوری

بگذاری اش به امان رهگذری

به امید التیام .

.
احسان     سلام
من یه شمالی هستم (رامسر) به اجبار از سرزمین خودم دور افتاده ام
اگه تو شهرها وروستاهای شمال بررسی کنید بسیارند افرادی مثل من که بدلیل محرومیت پنهان شده پشت ان زیباییها از ان موهبت دورند.تقریبا تمامی خانواده ها موارد قابل ذکر دارند.
در ضمن خوشحال میشم عکسهامو ببینید و نظر بدبد
روح اله بلوچي     سلام
اولين باريه كه اينجا اومدم عكسهاي جالبي توي وبلاگتون بود
موفق باشين
خدیجه نادری     می خروشد دریا
هیچ کس نیست به ساحل پیدا
لکه ای نیست به دریا تاریک
که شود قایق
اگر آید نزدیک
مانده بر ساحل

مثل همیشه ز یبا بود..عکس های فارس هم جالب بود..
موفق باشید..