۱۷ آبان ۱۳۸۴
kave2.jpg kave3.jpg
انگار همین دیروز بود که به منزل کاوه رفته بودم. همیشه قبل از اینکه بیاید و بنشیند یک استکان چای برایم می آورد اول عکسهایم را دید و طبق معمول تشویقم کرد . و بعد دوباره کلاس درس شروع شد. برایم صحبت کرد. آنروز تصاویری را که تازه از معتادی گرفته بود را با هیجان خاصی چند بار نشانم داد . لذتی که از آن تصاویر می برد را، در نگاه وکلامش می شد حس کرد. آنروز از جسارت در عکاسی برایم می گفت و از محمد فرنود که چگونه شروع کرد و.... او می گفت که محمد فرنود جسارت و پشتکار بسیاری در کار داشت و توانست موفق شود. کاوه می گفت با فرنود تفاوت سلیقه داشتم ، بارها با او حرفم شد و بارها با او قهر کردم اما او دوباره با شیرینی و لبخند می آمد. کاوه همچنین گفت : فرنود بهترین دوست من است ، هر بار که مرا می گرفتند ، کسی که تمام تلاشش را برای آزادی من می کرد فرنود بود . و اما امروز افتتاح نمایشگاه کاوه و فرنود بود . اما ، یکی از این دو میربان حضور نداشت. اکنون اگر چه کاوه در میان ما نیست اما کسی نبودنش را حس نمی کند چون او همیشه بین ماست و زنده است.
۱۵ آبان ۱۳۸۴
۱۳ آبان ۱۳۸۴
۱۲ آبان ۱۳۸۴
صفحه 76 از 77
صفحه قبلی |<< << < ... 75  [76]  77  >> >>| صفحه بعدی